اضخم

«لغت نامه دهخدا»

[اَ خَ / اَ خَم م](1) (ع ص) سطبر بزرگ تن از هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ضُخام. (اقرب الموارد). و ضخام بمعنی بزرگ از هر چیزی یا بزرگ جسم پرگوشت است. (از اقرب الموارد). رجوع به ضخام شود. || (ن تف) اسم تفضیل است، گویند: هو اضخم منه؛ آن ستبرتر از آن است یعنی بیشتر ضخیم است. و گاه در شعر مشدد آید، چون:
ضخم یحبّ الخلق الاضخمّا(2).
(از اقرب الموارد).
ضخم تر. سطبرتر. ضخیم تر: و لیس فی العضاه اکثر صمغاً منه و لا اضخم [ای من الطلح]. (تاج العروس، مادهء طلح). و کان فیهم هو اضخم منه. (ابن جبیر).
(1) - گاه آخر آن در شعر مشدد آید. (از منتهی الارب).
(2) - ناظم الاطباء اضخم مشدد را مستقل آورده و نوشته است : بمعنی اضخم است و بیشتر در شعر استعمال شود، ولی صاحب اقرب الموارد چنانکه دیدیم می نویسد: و گاه در شعر مشدد آید.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر