اضر

«لغت نامه دهخدا»

[اَ ضُرر] (ع اِ) جِ ضَرّاء. فراء گفت: اگر بأساء و ضراء را بر اَبْؤُس و اَضُرّ جمع ببندند، چنانکه نَعماء بمعنی نعمت را بر اَنْعُم جمع می بندند، جایز است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از تاج العروس). || جِ ضَرّ، مانند اَشُدّ. عدی بن زید عبادی گوید:
و ضلال الاضر جم من العی
ش یعفی کلومهن البواقی.(از تاج العروس).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر