«لغت نامه دهخدا»
[اَ ضُرر] (ع اِ) جِ ضَرّاء. فراء گفت: اگر بأساء و ضراء را بر اَبْؤُس و اَضُرّ جمع ببندند، چنانکه نَعماء بمعنی نعمت را بر اَنْعُم جمع می بندند، جایز است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از تاج العروس). || جِ ضَرّ، مانند اَشُدّ. عدی بن زید عبادی گوید: و ضلال الاضر جم من العی ش یعفی کلومهن البواقی.(از تاج العروس).