اضرغطاط

«لغت نامه دهخدا»

[اِ رِ] (ع مص) باد کردن از خشم. (از اقرب الموارد). برآماسیدن از خشم. || دوتا گردیدن پوست بر گوشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دولا شدن یا خمیده شدن پوست کسی بر گوشتش. || پرگوشت شدن کسی. (از اقرب الموارد). بسیارگوشت شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر