اضطناء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ طِ] (ع مص) شرم داشتن و شرمناک گردیدن. اضطناء برای چیزی یا از چیزی؛ شرمگین شدن از آن یا برای آن. (از قطر المحیط). به «لام» و «مِن» متعدی شود. (از منتهی الارب). شرم داشتن. (زوزنی). || انقباض به چیزی یا برای چیزی. (از قطر المحیط). ترنجیده شدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر