«لغت نامه دهخدا»
[اَ عَ] (ع ن تف) ضعیف تر. (غیاث) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سست تر و ناتوان تر. (ناظم الاطباء): اضعف ناصراً(1)؛ ناتوان تر از راه مددکاری. اضعف جنداً(2)؛ ناتوان تر از راه لشکر. ترنو بطرف فاتن فاتر اضعف من حجه نحوی.ابن فارس. - امثال: اضعف من بروقه. اضعف من بعوضه. اضعف من بقه. اضعف من فراشه. اضعف من نارالحباحب. اضعف من ید فی رحم. (1) - قرآن 72 / 24. (2) - قرآن 19 / 75.