«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (معرب، اِ) جوب کلان. (یادداشت مؤلف). یونانی است بمعنی شبیه الکواکب و بعربی معروف به حالبی است جهت آنکه تعلیق آن بالخاصیه اورام حادث در حالب را نافع است. گیاهی است ساق آن کمتر از ذرعی و صلب و خشن و بر اطراف آن گلی شبیه به بابونه و بعضی مایل به بنفش و در دور آن برگها و مجموع برگها و گلهای آن شبیه به کواکب و برگهای ساق آن باریک و مزغب و تخم آن اغبر و تلخ. (از مخزن الادویه). رجوع به ص 89 همان کتاب و تذکرهء داود ضریر انطاکی ص 51 و تحفهء حکیم مؤمن شود.