«لغت نامه دهخدا»
[اِطْ طِ اُ دَ] (مص مرکب)خبر یافتن. اطلاع پیدا کردن. آگاهی حاصل شدن : اما اگر کسی را بر آن اطلاع افتد برادری ما چنان باطل گردد که تلافی آن بمال و متاع در امکان نیاید. (کلیله و دمنه).