اطلاق شدن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ شُ دَ] (مص مرکب)استعمال شدن. مثال: حیوان بر انسان هم اطلاق شود. (از فرهنگ نظام). اطلاق شدن کلمه بر چیزی (بصورت مجهول)؛ استعمال شدن و دلالت کردن آن بر مفهومی. (از اقرب الموارد). || اطلاق شدن بر؛ افتادن بر. (یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر