اطمه

«لغت نامه دهخدا»

[اَ مَ] (ع اِ) دودشده. بخار. ج، آطام. (از دزی ج1).
|| آتشفشانی نزدیک دریای هند. (از نخبه الدهر دمشقی).
|| اطمه البرکان؛ جزیره ای است نزدیک سیسیل که در آن کوهی آتشفشان است. (از نخبه الدهر دمشقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر