اطهاف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اطهاف صلیان(1)؛ نیکو روییدن آن. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). نیک روییدن گیاه صلیان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اطهاف سِقاء؛ فروهشته شدن مشک و نرم گردیدن آن. (منتهی الارب). فروهشته شدن مشک. (ناظم الاطباء)(2)(آنندراج). استرخاء مشک. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). || اطهاف طهفه(3)؛ از مال خویش قطعه ای به کسی دادن. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). دادن کسی را پاره ای از مال خویش. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (منتهی الارب). || اطهاف در سخن خویش؛ سبک کردن آن را. (از متن اللغه). سبک کردن و بسرعت گفتن آن را. (از اقرب الموارد). سهل و آسان کردن سخن را و واضح و پیدا گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || به لغت یمن، طهف(4) را کاشتن. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج).
(1) - گیاهی است.
(2) - صاحب ناظم الاطباء نرم گردیدن را بصورت معنی مستقلی آورده است.
(3) - پاره ای از هر چیزی.
(4) - گیاهی است نرم. رجوع به همین کلمه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر