اظل

«لغت نامه دهخدا»

[اَ ظَ ل ل] (ع اِ) شکم انگشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). شکم انگشت. قسمت نزدیک جلو قدم از بیخ ابهام تا بیخ خنصر یا شکم انگشت نزدیک پشت قدم. (از متن اللغه). || شکم سپل شتر. ج، ظُلّ، شذوذاً. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). عجاج در قول خود: تشکو الوجی من اظلل و اظلل، بفک ادغام خوانده جهت ضرورت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اَظَلّ شتر؛ درون سپل آن. ج، ظُلّ و آن شاذ است زیرا کلمه اسم است نه صفت. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). زیر سَوَل(1) اشتر. ج، اَظَلات، اظلال، اظالل. (مهذب الاسماء).
(1) - صورت متن اصلاح قیاسی است، زیرا در متن دو نسخهء خطی، سوک و در نسخهء سوم، سواک است و هیچیک از دو صورت مناسب مقام نیست، چه سوک و سواک در فارسی بمعنی زردی کشت است و بی تردید کاتبان سول را که بمعنی سَپَل شتر یا ناخن پای و سم آن است به اشتباه بصورت سواک یا سوک نوشته اند. و دربارهء سول و سپل رجوع به برهان شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر