اظنان

«لغت نامه دهخدا»

[اِظْ ظِ] (ع مص) تهمت کردن کسی را. و از این معنی است قول ابن سیرین: لم یکن علی یُظَّنُّ فی قتل عثمان؛ ای یتهم. و هم گفتار شاعر:
و لا کل من یظننی انا معتب.
(منتهی الارب) (از اقرب الموارد)(1).
ظن. تَظَنُّن. اظطنان. تظنیه (علی التحویل). (متن اللغه). اِطِّنان. (اقرب الموارد). و رجوع به مصادر مذکور شود. اصل کلمه اظتنان بود (از باب افتعال)، تاء به طاء بدل شد و ادغام گشت بدینسان: اظطنان، سپس طا به ظا بدل گشت و ادغام شد و بصورت اِظِّنان درآمد. (اقرب الموارد). متهم ساختن کسی را. (از متن اللغه).
(1) - مصراع دیگر آن در منتهی الارب بدینسان آمده است:
و لا کلّ ما یروی علی اقول.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر