«لغت نامه دهخدا»
[اَ هَ] (اِخ) از شاعران هندوستان و نامش احمدخان بود. او راست: الهی در دلم انداز عشق بی محابا را کنم تا سیر چون فرهاد و مجنون کوه و صحرا را. (از قاموس الاعلام ترکی). صاحب الذریعه می نویسد: شعر وی در گلشن (ص 26) آمده و صاحب قاموس الاعلام و سپس صاحب ریحانه الادب آنرا نقل کرده اند. (الذریعه ج 9 قسم اول). صاحب گلشن می نویسد: ساکن شاه جهان پور است و این اشعار را نیز بنام وی آورده است: سخن بستیم در مضمون نازک چون رگ گلها بجز رنگین خیالان کس نفهمد معنی ما را مکن از اهل عالم رشته گر سیر فلک خواهی کجا پرواز باشد طایران رشته بر پا را اگر واصل بوحدت می شوی فارغ ز کثرت شو که یک سوزن گسست از رشتهء وحدت مسیحا را. (صبح گلشن ص26). رجوع به ریحانه الادب شود.