اعاهه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ هَ] (ع مص) خداوند ستور و کشت آفت رسیده گردیدن: اَعاهَ القوم و اعوهوا بالتصحیح کذلک. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مال کسی را آفتی رسیدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). اعاههء قوم؛ رسیدن آفت به مواشی یا کشت و ورز آن. (از اقرب الموارد). اعاهه و اعواه مرد؛ آفت بمال وی رسیدن. (از متن اللغه). اعاههء کشت؛ آفت بدان رسیدن و تباه کردن آن. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر