اعتراک

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) انبوهی کردن در جنگ گاه. (آنندراج) (منتهی الارب). انبوهی کردن مردم در جنگ گاه. (ناظم الاطباء). انبوهی کردن و سخت کردن جنگ برخی را. (از اقرب الموارد). انبوهی کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). جمع شدن. (یادداشت مؤلف). || کشتی گرفتن و کارزار آغاز کردن در جنگ گاه. (از اقرب الموارد). || انبوهی کردن شتران در آبخور. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). جمع آمدن شتران در آبخور. (از اقرب الموارد). || بر خویشتن برداشتن زن لته را. (ناظم الاطباء). لته را در خود کردن زن. (از منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر