«لغت نامه دهخدا»
[اَ تَ] (ع ن تف) عتیق تر. قدیم تر. کهن تر. دیرینه تر. -امثال: اعتق مِن بُر. (مجمع الامثال میدانی)؛ قدیم تر از گندم(1). (1) - زیرا که گندم نخستین دانه ای است که در زمین کاشته شده است. (فرائدالاَل فی مجمع الامثال تألیف ابراهیم بن سید علی طرابلسی ج2 ص40).