اعتیاط

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) دیر باردار نگردیدن شتر ماده و زن بی عقر. (منتهی الارب) (آنندراج). دیر باردار نگردیدن شتر ماده و زن بی آنکه نازا باشند. (ناظم الاطباء). سالها آبستن نگردیدن بدون عقر. و منه: «اعتاطت الاذهان اللواقح؛ اذا لم تنتج». (از متن اللغه). دیری باردار نگردیدن ناقه و زن بی عقر. (یادداشت بخط مؤلف). || باردار ناشدن ناقه با آن که گشن داده شود آن را و معتاط نعت است از آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مثل عِیاط. (المصادر زوزنی). اِعتیاص. (متن اللغه). || اشتر را بی علتی بکشتن. (تاج المصادر بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر