«لغت نامه دهخدا»
[اَ جَ قُ یِ تُ کَ](اِخ) شاعری است که اصل وی از شیراز است و در هندوستان بدنیا آمده است. صاحب مرآت الخیال آرد: شیرازی الاصل است و در هندوستان متولد شده [و] ترکمان تخلص میکند. جوان خوش رو و خوش گو و خوشخو و خوش خلق و خوش صحبت و خوش مشرب است. راقم حروف از مدتهای متمادی فریفتهء خوبیهای او است، اما چند گاه است که به حسب قسمت پردهء مفارقت در میان افتاده و چشم و گوش از دیدن دیدار و شنیدن اخبارش محروم مانده: فلک را غیر از این خود نیست کاری که یاری را جدا سازد ز یاری. شرح اشتیاق دوستان در این مختصر نمودن آتش در منقل کاغذین افروختن است و باد بهاون کوفتن لهذا... بتحریر این غزلش اکتفا می کنیم: یک سر مو زآن دهان خواهم نوشت چشمهء آتش فشان خواهم نوشت گفته ای بنویس نام ما به دل این سخن در دل بجان خواهم نوشت گوهر و لعلی که چشمم بی تو ریخت حاصل دریا و کان خواهم نوشت بی گل روی تو ای آرام جان حال زار ترکمان خواهم نوشت. (از مرآت الخیال ص256).