«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (نف مرکب) اعدامالنده. کوبندهء اعدا. دشمن کوب : امین دولت و دین یوسف بن ناصر دین برادر ملک شاه بند اعدامال.فرخی. آفرین گویان چو گویند آفرین در هر دیار بر قلج طمغاج خان آن شاه اعدامال باد. سوزنی.