«لغت نامه دهخدا»
[اِ ضِءْ] (ع مص) بسیار شاخ برآوردن درخت و در هم پیچیدن آنها. (از اقرب الموارد). بسیار درهم پیچیده شاخ و برگ گردیدن درخت: اِعْضَأَلَّت الشجره اعضئلا (مهموزاً)؛ بسیار درهم پیچیده شاخ و برگ گردید. و منه: «غصون معضئلّه». (منتهی الارب). بسیار درهم پیچیده شاخ و برگ گردیدن درخت. (ناظم الاطباء).