اعفت

«لغت نامه دهخدا»

[اَ فَ] (ع ص) گول. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). احمق. (اقرب الموارد). || مرد چپه دست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چپه. (یادداشت بخط مؤلف). || آنکه سخن به دشواری تواند گفت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کندزبان در لغت تمیم. (از اقرب الموارد). شکسته زبان. (یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر