اعلال

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع ص، اِ) جِ عَلّ، بمعنی آنکه با زنان بسیار دیدار کند و معانی دیگر. (از اقرب الموارد). رجوع به عل شود. || (اِ) جِ عِلَل. ججِ عِلَّت. (اقرب الموارد) (المنجد). علت ها. بیماری ها : خدای تعالی فضل کرد و الم آن اَعلال به زوال رسید. (ترجمهء تاریخ یمینی ص289).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر