اعلواد

«لغت نامه دهخدا»

[اِ لِوْ وا] (ع مص) درشت و سخت شدن. گرانمایه و باسنگ گردیدن: اعلود الرجل؛ درشت و سخت شد و گرانمایه و باسنگ گردید. (منتهی الارب). درشت و سخت شدن شخص و گرانمایه و باسنگ گردیدن. (ناظم الاطباء). سخت و درشت و باوزن گردیدن. || زمین گیر شدن و قادر نبودن بر حرکت کردن از جای. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر