اغاردن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ] (مص) آغاردن و سرشتن. (ناظم الاطباء). سرشته کردن. (از برهان) (آنندراج). || بهم آمیختن. (ناظم الاطباء). درهم آمیختن. (از برهان) (از آنندراج). || خیسانیدن. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). || برانگیزانیدن و تحریک نمودن. برانگیختن به جنگ. (ناظم الاطباء). برانگیزاندن و تحریک کردن بجنگ و حرب. (از برهان) (آنندراج). و رجوع به آغاردن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر