اغتسال

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) شستن و غسل کردن. (فرهنگ نظام). غسل آوردن: اغتسل بالماء؛ غسل آورد. (منتهی الارب). غسل کردن با آب. (ناظم الاطباء). تن را شستن: غسل الرجل؛ غسل بدنه. (از اقرب الموارد). || خوشبویی آلودن. (آنندراج). خوشبوی آلودن: اغتسل بالطیب؛ خوشبوی آلود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ببوی خوش آلوده شدن: اغتسل بالطیب؛ تضمخ. (از اقرب الموارد). || خوی کردن اسب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عرق کردن اسب. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر