«لغت نامه دهخدا»
[اَ غِرْ رَ] (ع اِ) جِ غَریر، بمعنی کفیل و زندگانی فراخ و پاکیزه و جوان تجربه ناآزموده و جز آن. (از اقرب الموارد). || جِ غریر. فریفتگان. مغروران. جوانان بی تجربه. (از فرهنگ فارسی معین). جِ غریر. جوانان ناآزموده کار و زندگانی بافراغ خاطر. (منتهی الارب). اَغِراء. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به کلمهء غریر شود.