«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) روان گردیدن آب در درخت رز. (آنندراج) (منتهی الارب). و بدین معنی هم ناقص یایی است هم واوی: اغطی الکرام اغطاءً. (منتهی الارب). جاری شدن آب در درخت انگور: اغطی الکرم؛ جری فیه الماء. (از اقرب الموارد). || دراز و گسترده شاخ شدن درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دراز و گسترده شاخ شدن. (آنندراج). دراز شدن شاخ درخت و گسترده گردیدن آن بر زمین: اغطت الشجره؛ طالت اغصانها و انبسطت علی الارض. (از اقرب الموارد). || فروپوشانیدن چیزی را و برآمدن بر وی. (منتهی الارب) (آنندراج). پنهان ساختن چیزی را و بر روی آن برآمدن: اغطی فلان الشی ء؛ ستره و علاه. (از اقرب الموارد). فرونشانیدن(1) چیزی را و برآمدن بر وی. (ناظم الاطباء). || افزون شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بالا آمدن آب و جز آن: اغطی الماء و غیره؛ ارتفع. (از اقرب الموارد). || تاریک شدن شب آنچنان که سیاهی آن همه چیز را فراگیرد. (از اقرب الموارد). (1) - در سایر فرهنگها، فروپوشانیدن معنی شده و بظاهر در این تصحیفی روی داده است.