«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) جِ غول، دیو بیابانی که از راه فریبد و هرچه بناگاه فروگیرد و هلاک کند. هلاک. بلا. سختی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به غول شود. - انیاب اغوال؛ نیشهای غولان. - || کنایه از خرافات. اوهام. - افکار انیاب اغوالی؛ اندیشه های نیش غولی. اندیشهء خرافی. اوهام. (از یادداشت مؤلف).