افرسب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ رَ] (اِ) تیر. (ناظم الاطباء). شه تیر. (آنندراج). || چوب بزرگ بام خانه که نام دیگرش شه تیر است. و مخفف آن فرسپ است. (فرهنگ نظام). شه تیر مکان. (آنندراج). چوبی باشد که بام خانه را به آن پوشند. (فرهنگ سروری):
از گرانی اگر شوی بر بام
بام و افرسب جمله خورد کنی.
؟ (از فرهنگ نظام).
مخفف آن فرسب:
سر و پاش چون آبنوسی فرسب
چو خم آورد بگذرد از دو اسب.فردوسی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر