افروتشال

«لغت نامه دهخدا»

[] (اِخ) شوی الفتیش بود که او را در جنگ عذرا کشتند. (لغت فرس اسدی) :
مرا در دل این بود رای و گمان
که کار من و تو بود همچنان
کجا بیش از این کار افروتشال
که بود الفتیش هماره همال.
عنصری (از فرهنگ اسدی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر