«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (نف، ق) در حال افروختن. (یادداشت دهخدا). || فروزنده. تابان. محرق. سوزان. متشعشع. دارای نور و روشنائی. (ناظم الاطباء). تابان. درخشان. مشتعل. (فرهنگ فارسی معین).