«لغت نامه دهخدا»
[] (اِخ) نام شوی الفطیش بود که او را در جنگ عذرا کشتند. (حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی). در لغت فرس اسدی چ اقبال افرتشال بتاء منقوط آمده است : مرا در دل این بود رای و گمان که کار من و تو بود همچنان کجا پیش از این کار افروطشال که باد لطیفش (کذا) بد او را همال(1). عنصری (از حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی). شوی الفطیش بود که آنرا بجنگ عذرا بکشتند. (اوبهی). (1) - ن ل: که بود الفتیشش هماره همال.