«لغت نامه دهخدا»
[اَ کَ دَ] (مص مرکب)زیاده از ضرورت خواستن. از حد درگذشتن. بی اعتدالی کردن. تمزین. تمزن؛ افزونی کردن بر کسی. (منتهی الارب).