افشا کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ دَ] (مص مرکب) آشکار کردن. پراکنده کردن. (یادداشت مؤلف) :
من نیز هرآنچه سر و اخفا
دل داشت بر تو کردم افشا.
واله هروی (از بهارعجم).
- افشای سِرّی کردن؛ رازی را آشکار کردن. (یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر