«لغت نامه دهخدا»
[اَ یِ زَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کلک و زبانهء آتش. (مؤید) : خضر ز توقیع تو سازد تریاق روح چون ز کفت برگشاد افعی زرفام فم. خاقانی. || کنایه از فلک و زمانه است. (آنندراج) (هفت قلزم). و رجوع به افعی شود.