«لغت نامه دهخدا»
[اَ فَ] (ع اِ) اسم جمع افیق. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به افیق شود. || روی راه. ج، آفاق. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پوستهای نیم پیراسته و پوستهائی که آنها را دوخته و یا ناشکافته دباغت دهند. (ناظم الاطباء).