افقار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) درویش ساختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). درویش کردن. (تاج المصادر بیهقی). فقیر گردانیدن. (از اقرب الموارد). || عاریت دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ستور بعاریت دادن برای سواری. (المصادر زوزنی) (یادداشت مؤلف). ستور بعاریت فرادادن. (تاج المصادر بیهقی). || مباح کردن پشت ستور را جهت برنشستن و بارکشی. || پشت و پهلو داشتن شکار بسوی شکاری و قادر گردانیدن بر انداختن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قادر گردانیدن صید کسی را بر شکار کردن از سوی خود. (از اقرب الموارد). || بعاریت دادن زمین برای زراعت. (از اقرب الموارد). || بازایستادن. (تاج المصادر بیهقی). || بصحرا بیرون شدن. || خالی شدن جای. || بی نانخورش شدن طعام. (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر