افلس

«لغت نامه دهخدا»

[اَ لَ] (ع ن تف) مفلس تر. (ناظم الاطباء).
- امثال: افلس من ابن المذلق (با دال معجمه و مهمله)؛و او مردی از بنی عبدشمس بود که خود و اجدادش به افلاس معروف بودند.
افلس من ذج. (از مجمع الامثال میدانی).
افلس من ضارب لحف استه.
افلس من طنبور بلا وتر.
و رجوع به مجمع الامثال شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر