«لغت نامه دهخدا»
[اَفْ وَ هُلْ اَ] (اِخ) لقب شاعر و حکیم معروف عرب دورهء جاهلی است و اسم و نسب وی چنین است: صلاءه بن عمروبن مالک بن عوف بن حرث بن عبه (او ضبه)بن اودبن صعب بن سعدالعشیره. وی بدان جهت که لبهایش درشت و دندانهایش ظاهر بود به افوه ملقب شد. و اودی نسبت است به اود که بطنی است از بطون سعدالعشیره. او از بزرگان شعرای قدیم جاهلی و سید قوم خود و پیشوای آنان در محارب بود. و عرب او را از حکما میشمارند. او در حدود سال 50 ه . ق. درگذشت. و در بعضی مآخذ افوه الاوذی بذال معجمه ضبط شده است. مواعظ و نصایح فراوانی از وی باقی مانده و اشعار بسیاری نیز از وی دربارهء محارباتش بجا مانده است. (از بلوغ الارب) (از صبح الاعشی) (از اعلام زرکلی) (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به تاریخ الخلفا ص135 و عقدالفرید و فهرست آن و البیان والتبیین و فهرست آن و عیون الاخبار ج 3 شود.