اقتواء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) چاکر داشتن خواستن کسی را و خدمت خواستن از وی و هو شاذ لان الافعلال لازم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و این مشتق از قتو است. (ناظم الاطباء). خدمت کردن. (تاج المصادر بیهقی). || توانا گشتن. || جهت خود گزیدن چیزی را. || سرزنش کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || افزودن در ارز چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). افزودن در قیمت چیزی. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر