اقحاح

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع ص، اِ) جِ قُحّ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). محض و خالص و بی آمیغ. گویند: رجل قح و عربی قح و عربیه قحه و اعراب اقحاح و عبد قح؛ ای محض خالص. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قح شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر