«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) بازایستادن از کاری. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (ترجمان). || درآمدن بشبانگاه. || بچهء کوتاه بالا زادن. || بازداشتن و بیرون کشیدن از چیزی باختیار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کوتاه کردن نماز را. شکسته خواندن نماز را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کم کردن نماز. (تاج المصادر بیهقی). قصر کردن نماز را. || سالخورده شدن میش و گوسفند. || سوده شدن دندان میش و ماده بز از کلانسالی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).