«لغت نامه دهخدا»
[اِ خوا / خا] (نف مرکب)آنکه از درآمد و سود اقطاع بهره برد. راتبه دار. مقرری گیر : تا همگی شبانکارگان سپاهی و سلاح ور و اقطاع خوار شدند. (فارسنامهء ابن بلخی). ز لطفش صد امید اقطاع خوار موظف ز طبعش چو عشرت هزار.ظهوری.