اقطاع خوار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ خوا / خا] (نف مرکب)آنکه از درآمد و سود اقطاع بهره برد. راتبه دار. مقرری گیر : تا همگی شبانکارگان سپاهی و سلاح ور و اقطاع خوار شدند. (فارسنامهء ابن بلخی).
ز لطفش صد امید اقطاع خوار
موظف ز طبعش چو عشرت هزار.ظهوری.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر