اقعاد

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) خدمت کردن کسی را. || کفایت کردن کسب کسی را. || نشانیدن. || لنگ شدن. || بر جای مانده گردانیدن. || کندن چاه را بقدر قعده. و نشستن جای یا تا آب نارسانیده گذاشتن آنرا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). گذاشتن حفر چاه را پیش از رسیدن به آب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر