اقناف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) فروهشته و سست شدن گوش شخص. || صاحب لشکر بسیار گردیدن. || مجتمع و فراهم آمدن رأی و تدبیر کسی. || درست شدن کار کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر