اکاحه

«لغت نامه دهخدا»

[اِ حَ] (ع مص)(1) هلاک کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کارگر شدن شمشیر. گویند: ما اکاح فیه السیف؛ شمشیر در آن کارگر نشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
(1) - اجوف یایی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر