«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) اکتآب. اندوهگین شدن. (المصادر زوزنی) (از یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حزن. بدحال شدن از اندوه. (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء) : مالشت بدهم به زجر و اکتئاب تا نتابی سر تو دیگر ز آفتاب.مولوی. || اندوهگین ساختن. (از اقرب الموارد). || (اِمص) اندوهگینی. || دردمندی. (فرهنگ فارسی معین).