«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص)(1) اکتلا. پاس داشتن خود را از کسی. گویند: اکتلئت منهم. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). پاس داشتن. (آنندراج). در خواب نشدن. (آنندراج). || پرهیز کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). احتراز. (تاج المصادر بیهقی). || بیعانه پذیرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || دردگین گرده شدن از ضرب(2). (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || بر گرده رسیدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بر گرده آمدن. (تاج المصادر بیهقی). بر گرده زدن. (از المصادر زوزنی). (1) - مهموزاللام. (2) - ناقص یایی.