«لغت نامه دهخدا»
[اَ سَ] (ع ص) شل درمانده. ج، کُسحان. (ناظم الاطباء). شل. (منتهی الارب) (آنندراج). لنگ. (ملخص اللغات حسن خطیب) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). لنگی زشت. (المصادر زوزنی). برجامانده از دست و پا. ج، کَسحان. (ناظم الاطباء). برجای مانده. (منتهی الارب) (آنندراج). || ناتوان. (از اقرب الموارد). || مااکسحه؛ چه گران است آن. (ناظم الاطباء). || (اِ) مقعد. ج، کُسحان. (اقرب الموارد).