اکله

«لغت نامه دهخدا»

[اَ کِ لَ] (ع اِ) اکله. خارش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مرضی است که عضو از آن خورده می شود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). خوره باد. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف). خوره. (یادداشت مؤلف). نزد پزشکان بیماریی باشد که بر حسب صورت زخم است و مانند سایر زخمهاست جز اینکه در مدت کمی ریشه دواند و به اندامهای دیگر نیز سرایت کند و این زخم را بویی هم هست و چون این زخم در اندامی از اندامهای بدن پدید آید کلمه را بنام آن اندام بطور اضافه بکار برند چنانکه اگر در دهان باشد گویند: اکله الفم. (از کشاف اصطلاحات الفنون)(1). || (ص) ماده شتری که از پشم درآوردن بچه در شکمش در زحمت است. (ناظم الاطباء). || به معنی اُکَلَه یعنی بسیارخوار. (ناظم الاطباء). و رجوع به اُکَلَه شود.
(1) - در کشاف اصطلاحات الفنون به سکون کاف آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر